ابو القاسم راز شيرازى
515
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
من اختيار نمىكنم غير افضل را » . پس برخاستند و زدند او را به سياط « 60 » خود ، زدن بسيارى ، كه خون جارى شد از جناب « سلمان » . گفتند - در حال سخريّه - : « حال ، سؤال نمىكنى كفّ كردن ما را از خود ؟ ! سؤال كن هلاك ما را اگر راستگوئى در ادّعاى خود كه ردّ نمىشود دعاى تو به محمّد ص و آل طيّبين ص او » . گفت « سلمان » : « مكروه دارم دعاى هلاكت شما را ، كه شايد در ميان شما كسى باشد كه قابل ايمان باشد ، و من به دعا ، منقطع كرده باشم او را از ايمان » . گفتند : « دعا كن در حقّ كسانى كه تا وقت مرگ ايمان نمىآورند ! » . پس ناگاه شكافت ديوار خانهاى كه « سلمان » و قوم « يهود » در آن بودند ، و ديد « سلمان » حضرت رسول ص خدا را كه فرمود : « يا سلمان ! ادع عليهم بالهلاك ؛ فليس فيهم احد يرشد » « 61 » ، چنانكه دعا كرد « نوح » بر قوم خود چونكه دانست كه ايمان نمىآورند از ايشان احدى غير آن كسان كه ايمان آوردهاند » . گفت « سلمان » به قوم « يهود » كه : « چگونه دعا كنم بر هلاكت شما » ؟ گفتند : « دعا كن كه حقّ تعالى منقلب نمايد تازيانهء هريك از ما را افعى كه بگيرد سر او را و خرد نمايد استخوانهاى او را و بخورد » . پس دعا كرد جناب « سلمان » ، و نماند تازيانهاى از سياط آنها مگر آنكه منقلب ساخت آن را حقّ تعالى به افعى دو سر كه به يك سر ، سر آنها را گرفتند و به يك سر ، دست راست آنها را و خرد خرد كردند و خوردند آنها را تمام . در آن حال ، حضرت رسول ص خدا در مجلس خود نشسته بود ، فرمود : « يا معاشر المسلمين ! به درستى كه حقّ - جلّ و علا - نصرت داد برادر شما « سلمان » را ، بر بيست نفر از شياطين « يهود » و منافقين ، و منقلب فرمود سياط آنها را به افاعى
--> ( 60 ) - جمع سوط و به معنى تازيانه است . ( 61 ) - اى سلمان ! به نابودى ايشان نفرين كن ؛ زيرا كه در ميانهء اينان كسى كه قابل هدايت باشد نيست .